السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

149

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

جنب و جوش در آمد ، صالح گفت : اى قوم ، آيا چيز ديگرى هم باقى مانده ؟ آنها گفتند : اى صالح ما را واگذار تا به نزد قوم خود برگرديم و آنچه را ديده‌ام برايشان بازگو كنيم تا به تو ايمان بياورند ، آن وقت بازگشتند ، امّا در همين حين شصت و چهار نفر از آنها مرتد شدند و گفتند : اين فقط يك سحر بود ، ولى شش نفر ثابت مانده و گفتند : حقّ همان بود كه مشاهده كرديم ، سپس يك نفر از آن شش نفر نيز مرتد شد و او در آينده از افرادى گشت كه ناقهء صالح را تعقيب و پى كردند . و محمّد بن ابى نصر در ادامهء اين حديث اضافه مىكند : سعيد بن يزيد به من خبر داد كه او كوهى را كه ناقهء صالح از آن بيرون آمد در شام مشاهده كرده و ديده كه سينهء كوه شكافته شده و اثر خروج شتر در آن وجود دارد و فاصله دو طرف شكاف يك ميل است . و در ( التهذيب ) از امير مؤمنان ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : مرا در اين زمين كنار قبر دو برادرم هود و صالح عليهما سلام دفن كنيد [ 1 ] . از ( ابن عباس ) نقل شده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) روزى از خانه بيرون آمد در حالى كه دست على ( ع ) را به دست داشت و مىفرمود : اى گروه انصار ، من محمد رسول خدا هستم كه از طينت مرحومهء چهار نفر از اهل بيتم آفريده شده‌ام ، يعنى من و على و حمزه و جعفر از يك گل مورد رحمت واقع شده ايجادشده‌ايم . گوينده‌اى پرسيد : آيا اين سه نفر در روز قيامت همراه تو سواره و ملتزم ركاب خواهند بود ؟ فرمود : اين چنين است كه فقط چهار نفر در روز قيامت سواره خواهند بود ، من و على و فاطمه و صالح ، من سوار بر براق و فاطمه دخترم سوار بر شترى بنام عضباء ، صالح سوار بر مادّه شترى كه به معجزهء حقّ از كوه بيرون آمد و على سوار بر شترى از شترهاى بهشتى خواهد بود كه زمام شتر او از ياقوتى است كه دو حلّهء سبز دارد و او ميان بهشت و دوزخ مىايستد و در آن روز همه مردم از حرارت دوزخ عرق كرده‌اند ، ناگهان نسيم خنكى از جانب عرش مىورزد و عرق ايشان را خشك مىكند و آن وقت پيامبران و فرشتگان و ملائكه و صدّيقين مىگويند : اين

--> [ 1 ] قبر هود و صالح نبى عليهما سلام در قبرستان وادى السلام ، در شهر نجف قرار دارد . ( مترجم )